تبیین
روانشناسان پس از توصیف به دنبال تبیین هستند. ما به کمک توصیف به چیستی رفتار و فرآیندهای روانی پی میبریم ولی برای پی بردن به «چرایی» به تبیین نیازمندیم. به کمک توصیف ما میتوانیم دربارهٔ خودکشی، پرخاشگری و … آگاهی به دست آوریم که چه هستند. ولی برای اینکه دربارهٔ چرایی بروز آنها آگاه شویم به تبیین نیازمندیم. پس در تببین به این نتیجه میرسیم که: چرا افراد خودکشی میکنند؟ چرا برخی افراد پرخاشگر هستند؟ و.....
پیشبینی
سومین هدف روانشناسی این است که دربارهٔ رفتار و فرآیندهای روانی پیشبینی کنیم ما میخواهیم پیشبینی کنیم که مردم در زمینههای گوناگون چگونه رفتار میکنند یا میاندیشند. برای نمونه: برخی از مردم بر این باورند که پرخاشگری یا تماشای رفتار پرخاشگرانه (بازیهای بوکس، کشتی کج و …) احساس پرخاشگری را کاهش میدهد. ولی پژوهشهای روانشناختی دیدگاهی ناهمسو (مخالف) را نشان دادهاند. بر پایهٔ همین پژوهشها میتوان پیشبینی کرد، کودکی که در ۹ سالگی به تماشای خشونت میل دارد در سن ۱۸ سالگی رفتارهای پرخاشگرانهٔ بیشتری نسبت به دیگر همسالانش انجام میدهد
کنترل
والاترین هدف روان شناسی کنترل است. به کمک کنترل ما میتوانیم از رفتارهای ناهنجار جلوگیری کنیم یا به تقویت رفتارهای بهنجار بپردازیم.
پس میتوان گفت روانشناسان به دنبال پاسخگویی به پرسشهای زیر هستند
) چیستی (ماهیت) یک رفتار چیست؟ (توصیف
) چرا این رفتار بروز میکند؟ (تبیین
چه هنگامی این رفتار بروز میکند و یا خواهد کرد؟ (پیشبینی )
). این رفتار چه اثری روی زندگی آدمی میگذارد و چگونه از بروز اثرات منفی در زندگی جلوگیری کنیم؟ (کنترل
فواید روشناسی
1-خودشناسی 2. تعلیم و تربیت بهتر 3.بررسی و مراقبت روانی 4. برقراری روابط اجتماعی سالم تر 5. کمک به رفع مشکلات روانی دیگران
*'**' '' '' '
درس دوم
اساس زیستی رفتار
رفتاری که از ارگانیسم سر می زند، دارای منشا و اساس زیستی نیز می باشد. مهمترین دستگاه های بدن که در رفتار موثرند شامل؛ سیستم اعصاب و سیستم هورمونی است
الف) دستگاه عصبی
مطالعه دستگاه عصبی را باید از سلول عصبی که کوچکترین واحد این دستگاه می باشد، شروع می کنیم
سلول عصبی نورون Neuron
نامیده می شود و در درون دستگاه عصبی علاوه بر نورون ها، سلولهای دیگری نیز به نام نورو گلیا
Neuroglia
وجود دارد. به هر حال قسمت های نورون بشرح زیر می باشند
1-جسم سلولی
cell body
2-زوائد سیتوپلاسمی
که خودش شامل
الف) دندریت ها
Dendrites
که غالبا کوتاه و منشعب اند
ب) آکسون
Axon
که غالبا دراز و منفردند
نورون ها را با توجه به نوع کار آنها به سه گروه آوران، وابران و رابط تقسیم می شوند
حدود 99 درصد از نورون ها رابط هستند و
آن دسته از نورون های وابران که به عضلات منتهی می شوند به نام نورون های حرکتی معروفند
نکته
تعریف آستانه تحریک
حداقل شدت لازم برای تحریک نورون را آستانه تحریک می گویند
دستگاه عصبی از دو قسمت تشکیل شده است
1-مراکز عصبی
1-1مغز که شامل
الف: مخ، بزرگ ترین بخش از مغز است.
به لایهی بیرونی آن، که وسیع و چین خورده است،کورتکس
Cortex
می گویند.هر چه از انسان به ردههای پایینتر پستانداران (مثل موش) و یا مهره داران پایینتر نزدیک شویم وسعت کورتکس کمتر میشود. «مخ» مرکز صدور فرمان حرکات ارادی، تکلم، درک حسهای پنجگانه، تفکر، حافظه و یادگیری است. اعصاب حسی که از اندامهای حس خارج میشوند پیامهای عصبی را به قشر مخ می آورند. قشر مخ به کمک مراکز حافظهای که دارد حسها را درک میکند و با تفکر و به کار گرفتن تجارب قبلی، بر حسب شرایط محیطی، پاسخ آگاهانه و ارادی صادر میکند..
پاسخ قشر مخ به صورت پیام عصبی توسط اعصاب حرکتی به ماهیچههای ارادی صادر میشود
ب: مخچه – حفظ تعادل بدن و اجرای هماهنگ و موزون حرکات ارادی ای که از مخ صادر میشود بر عهدهی مخچه است. مخچه زیر مخ و بالای بصل النخاع قرار دارد
ج: بصل النخاع – به رابط نخاع و مغز، که مرکز کنترل اعمال غیرارادی، مثل گوارش، زنش قلب و حرکات تنفسی است، بصل النخاع میگویند. بیشتر اعصاب خود مختار از این مرکز خارج میشوند.
1-2-نخاع
نخاع یا مغز حرام، با ۴۵ سانتی متر طول و یک سانتی متر قطر، در سوراخ مهرهها جا دارد. ۳۱ جفت اعصاب نخاعی از دو طرف هر مهره خارج میشوند که اعصاب پیکری را میسازند. اعصاب پیکری از مسیر نخاع با مغز ارتباط دارند
2-اعصاب
2-1-اعصاب حسی: این اعصاب پیامهای حسی را از اندامهای حسی به مراکز عصبی (مغز و نخاع) می برند
2-2-اعصاب حرکتی: این اعصاب فرمان مراکز عصبی را بهاندامهای حرکتی (ماهیچه، غدد و اجزای درونی بدن می آورند
اعصاب حرکتی به دو گروه اعصاب پیکری ( مغزی و نخاعی) و اعصاب حرکتی – خودکار (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) تقسیم میشوند. اعصاب حرکتی – پیکری بیشتر پیامهای حرکات ارادی را می برند. اعصاب حرکتی – خودکار بیشتر پیامهای حرکات غیر ارادی، مثل حرکات قلب، تنفس، گوارش و تغییر قطر مردمک را می برند
بخش سمپاتیک اعصاب خودکار (خودمختار) بیشتر با نخاع در ارتباط اند و نخاع کار آنها را هماهنگ میکند. سمپاتیک با افزایش زنش قلب و تعداد حرکات تنفسی بدن را برای فعالیتهای شدید و بروز هیجان آماده میسازد
بخش پاراسمپاتیک اعصاب خودکار (خودمختار) بیشتر با بصل النخاع در ارتباط اند. این مرکز کار آنها را هماهنگ میکند. پاراسمپاتیک کارهای گوارشی را تسریع میکند
به هر حال به کمک مراکز عصبی کارهای سمپاتیک و پاراسمپاتیک متعادل میشود و موجب هماهنگی اعمال درونی با اعمال بیرونی میگردد، به طوری که جاندار از رفتاری متعادل و مناسب با شرایط محیطی برخوردار خواهد شد
سیستم هورمونی
غدهها، به خصوص غدههای درون ریز، مانند اعصاب از دستگاههای مهم زیستی اند و به شکلی هماهنگ با دستگاههای عصبی به تنظیم رفتار موجود زنده میپردازند. غدههای درون ریز، مواد شیمیایی خاصی به نام هورمون (Hormone) ترشح میکنند که مستقیما وارد خون میشود. هورمونها در ایجاد رفتار و سلامت بدن نقش عمدهای دارند. مهم ترین غدههای درون ریز که کارشان ایجاد عمل صحیح در اندامها و رفتار موجود زنده است، عبارتاند از: 1. هیپوفیز،2. تیروئید،3. پاراتیروئید 4. لوزالمعده،5. غدههای فوق کلیوی و 6 . غدههای جنسی
نقش غدهها در رفتار: غدهی هیپوفیز بیش از هر غدهی دیگری، هورمونهای متنوع میسازد که بر چگونگی رشد بدنی و تراوش غدههای دیگر تأثیر میگذارند
هیپوتالاموس بعضی از روندها و فعالیتهای سوختوسازی و دستگاه عصبی خودمختار را تنظیم میکند و همچنین هومونهای مخصوصی، معروف به هورمونهای آزادکننده یا...... و اما هیپوتالاموس هم نقش بسیار گستردهای در تعادل و پایداری بدن انسان دارد؛ بهطوری که دمای بدن، گرسنگی، جنبههای مهم والدگری و رفتار دلبستگی مادرانه، تشنگی، خستگی، خواب و چرخه شبانهروزی را تنظیم میکند
غدهی تیروئید، هورمونی ترشح میکند که به تنظیم انرژی لازم برای بدن میپردازد. کاهش فعالیت این غده، موجب کم کاری، سنگینی وزن و خواب آلودگی میشود. افزایش بیش از اندازهی فعالیت آن سبب حساسیت، عصبانی شدن و لاغری مفرط میگردد
هورمون غدههای پاراتیروئید در تنظیم برخی عناصر بدن، مانند کلسیم و فسفات مؤثر است. گرفتگیهای عضلانی و انقباضهای ناگهانی در اثر کم بود ترشح هورمون این غدههاست و تراوش زیاد آن، سبب خماری و خواب آلودگی میشود.
هورمون غدهی لوزالمعده، در کنترل میزان قند خون نقش دارد. توضیح این که بر حسب نیاز جاندار ورود قند به خون کم و زیاد میشود تا قند خون همواره در یک حد ثابت بماند. مثلا موقع دویدن ورود قند به خون بیشتر و در موقع استراحت این مقدار کاهش مییابد
تراوش غدههای فوق کلیوی در تنظیم ضربان قلب و فشار خون و همچنین در تنظیم موادی مانند سدیم و پتاسیم مؤثرند. غدههای فوق کلیوی هورمونهایی ترشح میکنند که بدن را در برابر فشارهای روانی مقاوم میسازند
هورمونهای غدههای جنسی، در ایجاد خلق و خوی زنانه یا مردانه، شکل دهی به ویژگیهای ثانوی جنسی، مانند رویش ریش و سبیل، حالت چهره و تغییر صدا، انگیزههای جنسی و سوخت و ساز برخی عناصر در بدن مؤثرند. بینظمیدر کار این غدهها، سبب ناراحتیهای بدنی و روانی و اختلال در شخصیت میشود
عوامل ایجاد کنندهی رفتار: دو دستهی بزرگ از عوامل، در ایجاد رفتار نقش دارند:
عوامل ارثی و عوامل محیطی
1-عوامل ارثی که با تشکیل نطفه به طور مستقیم از جانب پدر و مادر و یا به واسطهی آنان از اجداد به فرد منتقل میشود و موجب شکل گیری اولیهی بدن میگردند. هزاران ژن (ژنها دانههایریزی اند بر روی کروموزومها (رشتههای باریک رنگ پذیر) و در داخل هستهی سلولها قرار دارند.) از جانب سلولهای جنسی پدر و مادر برای ساختن سازمان بدنی در برابر هم قرار میگیرند. به این جهت افراد با هم تفاوت دارند
2-عوامل محیطی که همواره بر فرد اثر میکنند. چه در دورههای قبل از تولد، یا پس از آن؛ مانند اضطراب مادر در دوران حاملگی یا شیردهی، غذا، دارو، آلودگی هوا، تأثیر خانواده، معاشرین، مدرسه، جامعه و….
هرکدام از این عوامل به نوبهی خود در تحول رفتار آدمی موثرند.
درس سوم
احساس و ادراک
تعریف احساس؛
احساس عبارت است از تاثر مرکز عصبی (مخ) در اثر انتقال اثر انتقال اثر محرک از گیرنده حسی به آن.
عوامل تشکیل دهنده احساس عبارتند از؛
. 1-محرک 2. گیرنده حسی 3. عصب آورنده 4. مرکز عصبی
محرک عبارت است از عاملی که باعث تحریک گیرنده حسی می شود
محرکهای حسی را می توان به چهار دسته تقسیم کرد
. 1-محرکهای مکانیکی که به هنگام انتقال و جابجایی یک پدیده مادی اتفاق می افتد
2-محرکهای حرارتی که در اثر انتقال انرژی گرمایی و یا سرمایی به پوست بدن صورت می گیرد
3-محرکهای شیمیایی که بر روی گیرنده های چشایی در زبان مانند شوری و یا شیرینی و یا گیرنده های بویایی با استشمام از طریق بینی با احساس بوی خوش و یا بد عمل می کند
4-محرک نوری که در اثر تابش نور به چشم حس می شود
گیرنده حسی شامل اندامهای حسی ما مانند گوش، زبان، چشم، پوست و بینی می باشد
رشته های عصبی که شامل عصب آوران و وابران می باشد و پیام های عصبی را از مرکز عصبی به پیرامون بدن و از پیرامون بدن به مرکز عصبی انتقال می دهند
مرکز عصبی که شامل سیستم مرکزی اعصاب بویژه مخ می باشد که مرکز احساس محسوب می شود
ادراک
تعریف ادراک
ادراک عبارت است از شناسایی اثر محرک حسی
عوامل موثر بر ادراک
1-جذب و اتطباق
جذب یعنی ادراک اولیه، انطباق ادراک ثانویه
. 2-تاتیر متن بر ادراک
کلمه ای که در متنی خیلی کوچکتر و یا خیلی بزرگ تر از بقیه کلمات می باشد و یا در تصویر زیر
بنی آدم اعضای یکدیگرند. بنی آدم اعضای یکدیگرند
. 3-ثبات ادراک
عبارت است از تغییر محسوس توسط ذهن و انطباق هر چه بیشتر آن با واقعیت
وقتی کالایی را مصرف می کنیم و خوشایند ماست همین امر باعث می شود ادراک مطلوبی از آن داشته باشیم و نگرش خوبی نسبت به آن خواهیم داشت و بر عکس می تواند ثبات ادراکی ما را نشان دهد
4-تطابق اندام های حسی
گیرنده های حسی ما در مقابل بسیاری از محرک ها تطابق پیدا کرده و به آنها عادت می کند
. 5-خلاقیت ادراکی
عبارت است از توانایی انسان برای برقراری ارتباط در درک چند پدیده جدا از هم که بتواند به گونه ای با یکدیگر ارتباط برقرار کند تا پدیده واحدی را بسازد
مانند کامل کردن فاصله های خالی در شکل زیر
............... ................... ..........
............... ................... ...........
*****''
. 6-خصوصیات شخصیتی
ویژگیهای شخصیتی، نوع تیپ شخصیتی، جنس و.... انسان در ادراک پدیده ها موثرند
.7-هیجانات
هیجانات انسان از جمله ترس، خشم، غم و شادی در ادراک پدیده ها اثر آشکاری دارند
. 8-محرومیت ها
محرومیت ها مانند محرومیت از مواد غذایی، جنسی و...... در ادراک انسانها موثر می باشد
. 9-فرهنگ
فرهنگ که مجموعه اعتفادات، باورها، روش ها. عادات گروهی از افراد در یک مکانی معین می باشد در ادراک موثرند
وقتی شما در شرایط کامل مساوی ملیت خود را از سایر ملل برتر می دانید
درس چهارم
شخصیت
تعریف شخصیت
شخصبت در نظر روان شناسان تعاریف متعدد و متفاوتی دارد مثلا فروید شخصیت را یکپارچگی نهاد، خود و فراخود می داند، یونگ می گوید شخصیت عبارت است از یکپارچگی ناهشیاری فردی و جمعی و
آدلر سبک خاص زندگی هر فرد و.... کتل و هیلگارد هم تعاریف خوبی از شخصیت ارائه داده اند
اما در واقع بهترین تعریف شخصیت بشرح زیر است
شخصیت عبارت است از مجموعه ی ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می کند
ضرورت و فایده مطالعه روان شناسی شخصیت
. 1-ارضای حس کنجکاوی و میل به حقیقت جویی در انسان را بدنبال دارد
. 2-شناخت شخصیت به اشخاص این امکان را می دهد که در ارتباط متقابل با دیگران موضع گیریهای مناسب و آگاهانه داشته باشد
3-دانش شخصیت در پیشگیری یا اقدام احتمالی در مورد بروز اختلالها و نابسامانی شخصیتی نیز می تواند به افراد کمک کند. (بویژه والدین و معلمان)
عوامل موثر در شخصیت و رشد آن
توارث
سنگ بنای اولیه یک شخصیت از هنگامی گذاشته می شود که یک اسپرم (سلول جنسی نر) با یک اووم (سلول جنسی ماده) ترکیب می شود و سلول تخم را بوجود می آورد
بطور کلی عوامل وراثتی بوجود آورنده شخصیت عبارتند از
ژنها، هورمون ها و دستگاه عصبی
محیط
محیط فقیر و غنی می توانند در شکل گیری شخصیت تاثیری بنیادی و اساسی داشته باشند
خود
خود یا اراده نیز می تواند هدایت کننده و جهت دهنده شخصیت فرد باشد
تیپ های شخصیتی از نظر پاولف روسی که متاثر از نظریه بقراط می باشد و بر اساس بازدارندگی و برانگیختگی است، بشرح زیر می باشد
. 1-اگر برانگیختگی و بازدارندگی هردو متحرک و پرنوسان باشند، شخصیت حاصله مزاج دموی خواهد داشت
. 2-اگر برانگیختگی و بازداری هر دو متعادل باشند، شخصیت حاصله مزاج بلغمی خواهد داشت
.3-اگر برانگیختگی و بازداری هر دو کند و راکد باشند شخصیت حاصله سوداوی خواهد بود
. 4-اگر برانگیختگی و بازداری هر فرآیند نامتعادل داشته باشند، شخصیت حاصله سوداوی خواهد بود
ساختار شخصیت
قبل از بیان ساختار باید سطوح روانی افراد را از نظر فروید اشاره کرد
سطوح روانی از نظر فروید شامل
هوشیار، نیمه هوشیار و ناهشیار است
نظریه فروید و ساختار شخصیت
فروید ساختار شخصیت را شامل؛
نهاد که همان ارضای بدون قید و شرط غرایژ و تمایلات است. و تابع اصل لذت است
خود
خود تعدیل کننده و تنظیم کننده غرایز و تمایلات
فرد منطبق با ضوابط قابل قبول اجتماعی است
خود تابع اصل واقعیت است
فراخود ضد نهاد و سعی در محروم کردن، محدود کردن و یا ممنوع نمودن لذات و غرایز دارد
رشد روانی - جنسی از نظر فروید عبارتند از
. 1-مرحله دهانی از تولد تا پایان هیجده ماهگی
. 2-مرحله مقعدی از هیجده ماهگی تا چهار سالگی
.3-مرحله تناسلی از چهار تا شش به بعد
ساختار شخصیت در نظریه یونگ
از نظر یونگ ساختار شخصیت مرکب از موارد زیر است
. 1-خود 2. ناهشیار فردی 3. ناهشیار جمعی 4. کهن الگوها
اما تقسیم بندی کلی یونگ از شخصیت شامل؛
1-درونگرا 2-برونگرا می باشد
ساختار شخصیت در نظریه کرچمر
کرچمر شخصیت را بر اساس ساخت بدن ومنش انجام داد.
. 1-فربه تنان 2. لاغرتنان 3. پهلوانی
فربه تنان ادواری خوی، لاغرتنان اسکیزوئید خوی و پهلوانی صرع واره هستند
ساختار شخصیت در نظریه شلدون
او لایه های بیشتر رشد یافته جنینی در جنبه های اکتومورف، موزومورف و اندومورف را تعیین کننده دانست و شخصیتها را به سه گروه
اندیشه ورز، فعالیت گرا و لذت گرا تقسیم کرد
شخصیت در نظریه آدلر
در نظریه آدلر ویژگیهای زیر در ساخت شخصیت اساسی و بنیادی اند
1-اصل حقارت 2.اصل برتری جویی 3. اسلوب زندگی (عامل بدنی، روانی و اجتماعی)
. 4-ترتیب تولد 5. خود آگاهی 6. علاقه اجتماعی 7. غایت و هدف زندگی 8.خود خلاق
ساختار شخصیت در نظریه فروم
فروم در طبقه بندی کلی، شخصیت را به
بارور و نابارور تقسیم می کند
سنخ بارور را سنخ آرمانی و نماینده هدف غایی رشد انسان است
و سنخ نابارور شامل
. 1-گیرنده 2. بهره کش 3. محتکر 4. بازاری
بعدها دو تقسیم بندی دیگر را فروم تحت عنوان مرده گرا و زنده گرا انجام داد
آبنوس لرستان ...ما را در سایت آبنوس لرستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40