فصل پنجم
یادگیری
یادگیری یک فرآیند است و به نظر بعضی از روان شناسان، یک فرآیند اساسی در رفتار انسانی است.
در واقع یادگیری زیربنای آنچه که ما می خواهیم انجام دهیم و یا در باره اش فکر نماییم می باشد.
انسان در تمام طول زندگی خود یاد می گیرد و با یادگیری خود تغییر می کند، بدون یادگیری، تطابق و بقا برای انسان غیرممکن و یا بسیار دشوار می شود.
تعریف یادگیری
یادگیری عبارت است از تغییرات جزئی و یا پیچیده در رفتار بالقوه و یا در شناخت موجود زنده به گونه ای که این تغییر نسبتا دائمی بوده و بر اثر تجربه بوجود آمده باشد.
در این تعریف یادگیری دارای سه عنصر می باشد که عبارتند از
1. یادگیری یک تغییر در رفتار و یا شناخت است، چه تغییر در جهت خوب و چه در جهت بد باشد.
2. یادگیری تغییری است که از طریق تجربه بدست می آید، بنابراین تغییراتی که در نتیجه رشد یا بلوغ هستند، جز یادگیری نمی باشند.
3. تغییر در رفتار، زمانی یادگیری گفته می شود که نسبتا ثابت و دائمی باشد.
تغییرات موسمی و لحظه ای یادگیری نیست.
رفتارهای تصادفی، ناشی از خستگی و عوامل انگیزشی از حیطه یادگیری خارج است.
نظریه های یادگیری
نظریه های یادگیری دو گروه غالب را تشکیل می دهد.
1. نظریه های پیوندی
که یادگیری را ناشی از برقراری پیوند میان محرک و پاسخ در سیستم عصبی انسان می دانند
آنان بیشتر به شرطی شدن کلاسیک و ابزاری و نیز عواملی چون پاداش و تنبیه، محرک و پاسخ و آزمایش و خطا و مواردی از این قبیل می اندیشند.
از دیدگاه این دانشمندان، یادگیری عبارت است از یک تغییر قابل مشاهده در رفتار که بدنبال محرک های خارجی یا محیطی حاصل می شود.
تئوریهای پیوندی شامل نظریه پاولف یا شرطی شدن کلاسیک، نظریه ثرندایک یا شرطی شدن از طریق آزمایش و خطا و نظریه اسکینر یا شرطی شدن فعال
می باشد.
2. نظریه های شناختی
صاحب نظران این نظریه یادگیری را ناشی از شناخت، ادراک و بصیرت می دانند که در ذهن صورت می گیرد. از نظر آنان یادگیری اکتساب ساخت های شناختی از طریق بصیرت است.
از نظر آنان یادگیری یک جریان درونی و دائمی است.
تئوریهای شناختی شامل نظریه های گشتالت، پیاژه، برونر، آزوبل، بلوم و دیگران است.
البته دسته سومی هم هستند که شرطی شدن در برخی یادگیریها مثل پاسخ های عاطفی موثر می دانند.
اما در تئوری آزمایش و خطای ثورندایک یادگیری تحت سه شرط زیر بوجود می آید؛
1. قانون اثر
این قانون نمایانگر این واقعیت است که در جریان آزمایش و خطا، هرگاه بین محرک و پاسخ یک رابطه خوشایند و لذت بخش پدید آید، آن رابطه تقویت می شود و بعکس رابطه ناخوشایند و رنج آور رابطه را خاموش و از بین می برد.
2. قانون آمادگی
در این قانون تاکید بر آنست که باید یادگیرنده از لحاظ رشد جسمانی، عاطفی، عقلی و.... به اندازه کافی رشد کرده و آمادگی لازم برای فراگیری داشته باشد
3. قانون تمرین و تکرار
بر اساس این قانون، هر قدر محرکی پاسخ رضایت بخشی بدنبال داشته باشد، بیشتر تکرار می شود، رابطه بین محرک و پاسخ پایدارتر خواهد شد و عدم تکرار، پیوند میان محرک و پاسخ را ضعیف و سست می کند.
....
از جمله نظریه های شناختی در یادگیری نظریه گشتالت است
نظریه گشتالت معتقد است که ادراک و شناخت، پایه یادگیری است یا بعبارت دیگر، یادگیری مستلزم تفکر و بصیرت است.
از دیدگاه نظریه گشتالت، ذهن اوضاع و احوال را ابتدا به صورت اجزا و سپس کل درک نمی کند، بلکه آنها را مانند کل، در می یابد و پس از آن بتدریج به ادراک اجزا قادر می شود.
قوانین یادگیری از دیدگاه گشتالت به شرح زیرند
1. قانون مجاورت
2. قانون مشابهت
3. قانون بستن یا تمرین
ما را در سایت آبنوس لرستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 40